خرید بک لینک
جنبش اول که قلم برگفتحرف نخستين ز سخن درگرفتپرده خلوت چو برانداختندجلوت اول به سخن ساختندتا سخن آوازه دل در ندادجان تن آزاده به گل در ندادچون قلم آمد شدن آغاز کردچشم جهان را به سخن باز کردبي سخن آوازه عالم نبوداين همه گفتند و سخن کم نبوددر لغت عشق سخن جان ماستما سخنيم اين طلل ايوان ماستخط هر انديشه که پيوسته اندبر پر مرغان سخن بسته اندنيست درين کهنه نوخيزترموي شکافي ز سخن تيزتراول انديشه پسين شمارهم سخنست اين سخن اينجا بدارتاجوران تاجورش خوانده اندواندگران آندگرش خوانده اندگه بنواي علمش برکشندگه بنگار قلمش درکشنداو ز علم فتح نماينده تروز قلم اقليم گشاينده ترگرچه سخن خود ننمايد جمالپيش پرستنده مشتي خيالما که نظر بر سخن افکنده ايممرده اوئيم و بدو زنده ايمسرد پيان آتش ازو تافتندگرم روان آب درو يافتنداوست درين ده زده آبادترتازه تر از چرخ و کهن زادتررنگ ندارد ز نشاني که هستراست نيايد بزباني که هستبا سخن آنجا که برآرد علمحرف زيادست و زبان نيز همگرنه سخن رشته جان تافتيجان سر اين رشته کجا يافتيملک طبيعت به سخن خورده اندمهر شريعت به سخن کرده اندکان سخن ما و زر خويش داشتهر دو به صراف سخن پيش داشتکز سخن تازه و زر کهنگوي چه به گفت سخن به سخنپيک سخن ره بسر خويش بردکس نبرد آنچه سخن پيش بردسيم سخن زن که درم خاک اوستزر چه سگست آهوي فتراک اوستصدرنشين تر ز سخن نيست کسدولت اين ملک سخن راست بسهرچه نه دل بيخبرست از سخنشرح سخن بيشترست از سخنتا سخنست از سخن آوازه بادنام نظامي به سخن تازه باد

برچسب: نویسنده: نیما حسنی تاريخ: شنبه 11 تير 1401 ساعت: 8:19

اکهارت سال ۱۹۴۸ در شهر لونن واقع در شمال دورتموند در کشور آلمان متولد شد. وی دوران کودکی خود بخصوص دوران ابتدایی زندگی خود در آلمان را دوران سرشار از غم و بدون شادی توصیف میکند. والدین او پس نزاع و مشاجره سرانجام از یکدیگر جدا شدند و به زودی وی نسبت به محیط خصومت آمیز مدرسه احساس بیگانگی کرد. او در سن سیزده سالگی جهت زندگی با پدر خود به اسپانیا رفت. پدر اکهارت اصراری به حضور وی در دبیرستان نداشت و این موضوع سبب شد تا وی مطالعه نجوم، ادبیات و زبان را در خانه شروع کند. در سن نوزده سالگی وی به انگلستان رفت و در مدرسهای در لندن به مدت سه سال مشغول تحصیل زبانهای آلمانی و اسپانیایی شد. در این دوران وی به خاطر وجود افسردگی، ترس و اضطراب در زندگی خود به جستجوی پاسخ به سؤالهای زندگی خود پرداخت. در سن ۲۲ سالگی وی تصمیم گرفت جستجوی خود را در زمینههای فلسفه، ادبیات و روانشناسی دنبال کند و بنابراین در دانشگاه لندن ثبت نام کرد. پس از فارغالتحصیلی، تحصیلات تکمیلی خود را در سال ۱۹۷۷ در دانشگاه کمبریج آغاز نمود و زمان کوتاهی پس از آن ترک تحصیل کرد.پس از این دوره، دانشجویان سابق کمبریج و دوستانش از او در مورد افکارش میپرسیدند و او در پاسخ شروع به مشاوره و آموزشهای معنوی کرد. او این کار را به مدت پنج سال ادامه داد. در سال ۱۹۹۵، پس از چندین مسافرت به آمریکای شمالی و غرب آمریکا، در ونکوور ساکن شد و همانجا با همسرش کیم انگ آشنا شد. کتاب اول تولی، نیروی حال، اولین بار در سال ۱۹۹۷ در ۳۰۰۰ نسخه منتشر شد. "من خودم هفتگی تعداد کمی کتاب را به کتابفروشیهای کوچک ونکوور میبردم. دوستانم هم با گذاشتن کتا

برچسب: نویسنده: نیما حسنی تاريخ: شنبه 11 تير 1401 ساعت: 8:19

آمده ام با چشم باز تا عشق تو را تمنا کنمگر نپذیری ام ای خدا با این دل پاک چه کار کنمگر ز درگهت دورم کنی به بی کران عزم سفر کنمای دل بی قرار بگو با درد دوریش چه کار کنم ؟رنج سفر و زخم پاهای خسته را چگونه تحمل کنم؟گر نبخشی گنهم در دل طوفان به پا کنم ؟ دوش در خواب دیدم از ماشین سفر جا مانده امغم وجودم را گرفته بود پس در بس کرایه کرده امقیمت در بس را با ذوق و شوق قبول کرده ام در ره آمدنم ای خدا گر نگذاری همه را با خبر کنمبد قولم می دانم به قیمت جان جبران این عمل کنمبا چشمان باز ذره ای از انوار زیبایت را دیده ام خواب از چشمان پریده با بی خوابی چه کار کنم ؟با ساز و دهل عاشقان دنیا را بیدار و هوشیار کنم ؟ طاقت دوریت ندارم با تونل زمان سفر کنم ،؟ای خدا بگذار دل صاف و صادق را وکیل کنمببخش خطایم ! با من و منتظران عهد تاره ای ببندتا عشق را با دل ساده و پاک هدیه درگاهت کنم ساعت 8 صبح               11/ 3 /99 

برچسب: نویسنده: نیما حسنی تاريخ: شنبه 11 تير 1401 ساعت: 8:19

صفحه بندی